موشک ناواهو SM-64 Navaho Missile پروژه محرمانه جنگ سرد

موشک ناواهو پروژه کلیدی نیروی هوایی ایالات متحده در دهه ۱۹۵۰ بود که هدف آن ایجاد یک موشک کروز قارهپیما با سرعت فراصوتی برای حمل کلاهک هستهای به اهداف دوربرد بود. این موشک، که توسط شرکت نورث آمریکن اوییشن توسعه یافت، ترکیبی از فناوریهای راکت و رمجت بود و به عنوان پاسخی به تهدیدهای جنگ سرد طراحی شد. با وجود نوآوریهایش، پروژه با شکستهای فنی متعدد روبهرو شد و در سال ۱۹۵۷ لغو گردید، اما فناوریهای آن پایهای برای موشکهای بعدی مانند موشک اطلس شد.
موشک ناواهو یک موشک کروز قارهپیما (ICCM) بود که برای حمل کلاهک هستهای به مسافتهای بیش از ۵۵۰۰ مایل (۸۹۰۰ کیلومتر) طراحی شده بود. این موشک از دو بخش تشکیل میشد: یک بوستر راکتی مایع برای شتاب اولیه تا سرعت ماخ ۳، و یک مرحله کروز با موتور رمجت برای پرواز پایدار در ارتفاع ۶۰ هزار فوت (۱۸ کیلومتر). ناواهو با بالهای دلتا و کاناردها، قابلیت پرواز فراصوتی در سطح پایین را داشت و هدفش نفوذ به دفاع هوایی شوروی بود.
این موشک، که به عنوان SM-64 یا XSM-64 شناخته میشود، بخشی از برنامههای موشکی پس از جنگ جهانی دوم بود و برای حمل کلاهکهای ۴ مگاتنی (مانند W-39) طراحی شد. ناواهو هرگز به تولید انبوه نرسید، اما فناوریهایش در موشکهای بالستیک مانند اطلس و زیردریاییهای هستهای استفاده شد.
مشخصات موشک ناواهو
| گزینه | مشخصات |
|---|---|
| نام | SM-64 Navaho (Navaho / North American Navaho) |
| کشور سازنده | ایالات متحده آمریکا |
| سازنده / پیمانکار | North American Aviation |
| نوع | موشک کروز مافوق صوت / پروژه بینقارهای (نبرد-هستهای، تاریخی) |
| دوره توسعه | دهه ۱۹۴۰-۱۹۵۰ (آزمایشها و توسعه در اوایل تا اواسط دهه ۱۹۵۰) |
| وضعیت | پروژه لغو شده – هرگز وارد خدمت عملیاتی نشد (آزمایشهای پروازی انجام شد) |
| طول | حدود ۲۰.۷ متر (۶۷ ft 11 in) – مقادیر گزارششده نزدیک به ۲۰-۲۳ متر |
| پهنای بال (Wingspan) | حدود ۸.7 متر (۲۸ ft 7 in) |
| وزن هنگام بارگیری / لانچ | حدود ۲۹٬۴۲۰ کیلوگرم (۶۴٬۸۵۰ lb) |
| پیشرانه | بوسترهای موشکی مایع برای اوجگیری + موتور(های) رمجت برای کروز (در نسخههای نهایی) |
| سرعت حداکثر | حدود Mach 2.7-3 (تقریباً تا ~3,700 km/h در گزارشهای مختلف) |
| برد | گزارشها: بین حدود ۳٬۵۰۰ ناتیکال مایل (≈۶٬۵۰۰ km) تا ~۵٬۶۰۰ km بسته به نسخه/منبع – معمولاً بهعنوان برد بلند بینقارهای طراحی شد |
| سقف عملیاتی | حدود ۲۰-۲۴ هزار متر (حدود ۶۰٬۰۰۰-۸۰٬۰۰۰ فوت) در حالت کروز |
| هدایت | سیستمهای ناوبری داخلی (INS) با بهروزرسانی ستارهای/راداری در نسخههای توسعهیافته |
| کلاهک | طرح برای حمل کلاهک هستهای (طراحی و هدفگذاری استراتژیک) |
| یادداشت تاریخی | Navaho پروژهای پیشرو در فناوری رمجت و ناوبری بود و به توسعه فناوریهای موشکی و هوافضا کمک کرد؛ با اینحال بهدلیل پیچیدگی فنی و ظهور ICBMهای بالستیک، پروژه کنسل شد. |
موشک ناواهو در سال ۱۹۴۶ به عنوان بخشی از تحقیقات موشکی پس از جنگ جهانی دوم معرفی شد و توسط نورث آمریکن اوییشن (NAA) توسعه یافت. این موشک، که نامش از قبیله ناواهو الهام گرفته شده، پاسخی به نیاز نیروی هوایی آمریکا برای یک سلاح قارهپیما بود که بتواند کلاهک هستهای را بدون سرنشین به اهداف دور برساند. ناواهو از فناوریهای آلمانی مانند V-2 الهام گرفت، اما با نوآوری رمجت، به یک موشک کروز فراصوتی تبدیل شد.
معرفی ناواهو در دوران جنگ سرد، زمانی بود که آمریکا به دنبال برتری موشکی بر شوروی بود. پروژه شامل سه فاز بود: تستهای آیرودینامیک با X-10، موشک میانی G-26 و نسخه نهایی G-38. با وجود ۱۵ پرتاب تست، ناواهو هرگز عملیاتی نشد، اما تأثیر آن بر موشکهای بعدی مانند هوند داگ و اطلس غیرقابل انکار است.
آغاز پروژه و اهداف اولیه
پروژه ناواهو در دسامبر ۱۹۴۵ با پیشنهاد نورث آمریکن برای ادامه تحقیقات موشکی آلمانی آغاز شد. نیروی هوایی آمریکا در مارس ۱۹۴۶ قرارداد MX-770 را برای مطالعه موشک سوپرسونیک با برد ۵۰۰ مایل (۸۰۰ کیلومتر) امضا کرد. اهداف اولیه شامل توسعه یک بمبافکن بدون سرنشین با کلاهک هستهای برای حمل به مسافتهای دور و نفوذ به دفاع هوایی دشمن بود.
در ژوئیه ۱۹۴۷، پروژه به رمجت سوپرسونیک با برد ۱۵۰۰ مایل (۲۴۰۰ کیلومتر) گسترش یافت و در مارس ۱۹۴۸، سه نسخه تست با بردهای ۱۰۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ مایل تعریف شد. اهداف اولیه بر اساس فناوری V-2 آلمانی بود و تمرکز بر سرعت ماخ ۳ و ارتفاع بالا برای اجتناب از رهگیری داشت. این پروژه بخشی از تلاشهای آمریکا برای پاسخ به بمب اتمی شوروی بود.
نقش وزارت دفاع آمریکا در توسعه ناواهو
وزارت دفاع آمریکا (DoD) نقش محوری در توسعه ناواهو داشت و از طریق نیروی هوایی (USAF) بودجه و اولویتبندی پروژه را تأمین کرد. در ۱۹۵۰، پروژه به WS-104A تبدیل شد و DoD سه فاز را تعریف کرد: تست X-10، موشک میانی و نسخه نهایی. بودجه اولیه ۶۷۹ میلیون دلار (معادل ۵ میلیارد دلار امروز) بود و DoD با NAA قرارداد بست.
در ۱۹۵۵، DoD اولویت پروژه را به سطح دوم ICBMها رساند تا عملیات تا ۱۹۶۰ آغاز شود. با وجود شکستها، DoD فناوریهای ناواهو را به اطلس و زیردریاییهای هستهای منتقل کرد. نقش DoD در لغو پروژه در ۱۹۵۷، به دلیل برتری بالستیکها، بود.
طراحی و ویژگیهای کلی موشک
طراحی ناواهو یک موشک کروز با بال دلتا (۴۰ فوت عرض) و کاناردها بود که طول ۸۷ فوت (بدون بوستر) و قطر ۶ فوت داشت. وزن پرتاب ۱۳۱ هزار پوند بود و با بوستر راکتی مایع، به سرعت ماخ ۳ میرسید. مرحله کروز با دو رمجت، در ارتفاع ۶۰ هزار فوت پرواز میکرد و کلاهک ۴۵۰۰ پوندی حمل میکرد.
ویژگیهای کلیدی شامل هدایت اینرسی، بدنه تیتانیومی برای مقاومت حرارتی و سیستم خودکار برای پرواز ۵۵۰۰ مایل بود. طراحی بر اساس V-2 آلمانی بود، اما با بالها و رمجت برای پرواز پایدار بهبود یافت. ناواهو برای پرواز در سطح پایین و اجتناب از رادار طراحی شد.
موتور رمجت و نوآوریهای آن
موتور رمجت ناواهو، مدل RJ47-W-7 از رایت، نوآوری اصلی پروژه بود و دو موتور با رانش ۲۰ هزار پوند هر کدام، پرواز ماخ ۳ را ممکن میکرد. رمجت بدون قطعات متحرک کار میکرد و با سرعت بالا، هوا را فشرده و با سوخت جت مخلوط میکرد. نوآوریها شامل شعلهگیرهای V-gutted و ورودیهای بینی برای جریان هوا بود. این موتور از ۱۹۴۹ توسعه یافت و در تستهای X-10 موفقیتآمیز بود، اما در G-26 با مشکلات اشتعال روبهرو شد. رمجت ناواهو پایهای برای موتورهای هوند داگ و موشکهای کروز بعدی شد و فناوری فشردهسازی هوا را بهبود بخشید.
ساختار بدنه و آیرودینامیک ناواهو
ساختار بدنه ناواهو از تیتانیوم و آلومینیوم باندشده ساخته شد تا در سرعت ماخ ۳ مقاومت کند. بالهای دلتا با زاویه ۶۰ درجه، پایداری در پرواز فراصوتی فراهم میکرد و کاناردها برای کنترل دقیق استفاده میشدند. بدنه مخروطی با ورودی رمجت در بینی، جریان هوا را بهینه میکرد.
آیرودینامیک بر اساس تستهای X-10 بود که پایداری ترانسونیک را اثبات کرد. نوآوریها شامل شیمیایی میلینگ و جوشکاری هلیآرک برای کاهش وزن بود. این ساختار، ناواهو را به یکی از پیشرفتهترین موشکهای دهه ۱۹۵۰ تبدیل کرد، اما مشکلات حرارتی در پروازهای طولانی داشت.
سیستم هدایت و کنترل پرواز
سیستم هدایت موشک ناواهو بر پایه هدایت اینرسی (INS) با شتابسنجهای دوگانه انتگرال (KDIA) بود که سرعت و موقعیت را محاسبه میکرد. این سیستم، که اولین کامپیوتر دیجیتال جامد در آمریکا بود، بدون سیگنال خارجی کار میکرد و CEP ۴۵۰ متر داشت. کنترل پرواز با ژایروسکوپها و سطوح کنترلی (کاناردها و فلپها) انجام میشد. نوآوری INS ناواهو بعداً در زیردریاییهای هستهای مانند ناتیلوس استفاده شد. سیستم با کامپیوترهای مدولار، قابلیت تعمیر را افزایش داد، اما در تستها با خطاهای محاسباتی روبهرو شد.
برد عملیاتی و مشخصات فنی
برد عملیاتی ناواهو ۵۵۰۰ مایل (۸۹۰۰ کیلومتر) بود با سرعت ماخ ۳ در ارتفاع ۶۰ هزار فوت. وزن کل ۱۳۱ هزار پوند، طول ۶۵ متر (با بوستر) و قطر ۲.۳۷ متر بود. بوستر با سه موتور XLR83-NA-1 (رانش ۱۸۰ هزار پوند) شتاب میداد و رمجتها با رانش ۸۹ هزار نیوتن پرواز کروز را تأمین میکردند. مشخصات فنی شامل کلاهک ۴.۵ تن، سوخت JP-4 و سیستم خودکار برای ۴۲ دقیقه پرواز بود. موشک ناواهو برای حمل W-39 (۴ مگاتن) طراحی شد، اما برد واقعی در تستها به ۹۳۰ کیلومتر محدود ماند.
آزمایشهای پروازی اولیه
آزمایشهای پروازی اولیه ناواهو با X-10 (RTV-A-5) در ۱۹۵۳ آغاز شد. اولین پرواز X-10 در ۱۹۵۳ موفقیتآمیز بود و آیرودینامیک را اثبات کرد. ۱۵ پرتاب X-10 از کیپ کاناورال بین ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۹ انجام شد، که ۸ مورد موفق بود و هدایت اینرسی را تست کرد. در ۱۹۵۶، اولین پرتاب G-26 (XSM-64) در ۶ نوامبر شکست خورد (۲۶ ثانیه پرواز). دومین پرتاب در ۲۲ مارس ۱۹۵۷، ۴ دقیقه و ۳۹ ثانیه پرواز کرد. این تستها، پایداری رمجت را نشان داد، اما مشکلات اشتعال داشت.
مشکلات فنی در پرتابها
مشکلات فنی در پرتابهای ناواهو شامل شکست بوستر در صعود، اشتعال رمجت و هدایت بود. چهار پرتاب G-26 بین ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ همه شکست خوردند: اولی در ۲۶ ثانیه متلاشی شد، دومی ۴ دقیقه پرواز کرد اما رمجت خاموش شد، سومی منفجر شد و چهارمی ۴ دقیقه و ۲۹ ثانیه پرواز کرد. ده پرتاب خودکار در ۱۹۵۷ بدون موفقیت بود. مشکلات شامل ژایروسکوپ معکوس، قطع تلهمتری و انفجار در ۷۵ ثانیه بود. این شکستها، لقب “هرگز نرو ناواهو” را به پروژه داد.
دلایل شکست پروژه ناواهو
دلایل شکست ناواهو شامل مشکلات فنی، هزینه بالا (۶۷۹ میلیون دلار) و رقابت با بالستیکها بود. در ۱۹۵۷، اطلس ICBM پروازهای موفق داشت و جوبیتِر و ثور برد مشابهی با زمان پرواز کمتر (دقایق به جای ساعتها) ارائه دادند. رمجتها با اشتعال و پایداری مشکل داشتند و هدایت اینرسی ناکارآمد بود.
لغو در ۱۳ ژوئیه ۱۹۵۷ پس از چهار شکست بود، زیرا بالستیکها غیرقابل رهگیری بودند. فشارهای بودجه و شکاف موشکی پس از اسپوتنیک، اطلس را اولویت داد.
تاثیر ناواهو بر توسعه موشکهای کروز
تأثیر ناواهو بر موشکهای کروز شامل انتقال فناوری رمجت به هوند داگ (۱۹۵۹) بود که با XRJ47-W-5 پرواز میکرد. هدایت اینرسی به زیردریاییهای هستهای مانند ناتیلوس رفت و مواد تیتانیومی برای هواپیماهای فراصوتی استفاده شد. بوستر راکت به رداستون، ثور و اطلس منتقل شد و جوشکاری هلیآرک و میلینگ شیمیایی صنعت هوافضا را تغییر داد. ناواهو پایه موشکهای کروز مانند تاماهاوک شد.
شباهتها با دیگر موشکهای آمریکایی دهه ۱۹۵۰
ناواهو با متیودور شباهت داشت، هر دو کروز قارهپیما بودند. متیودور (TM-61) کوتاهبردتر (۹۰۰ مایل) و برای تاکتیکی بود. هر دو از V-1 الهام گرفتند، اما ناواهو با رمجت سوپرسونیک متمایز بود. این شباهتها، برنامههای موشکی آمریکا در دهه ۱۹۵۰ را نشان میدهند که به بالستیکها منجر شد.
کارشناسان نظامی موشک ناواهو را نوآورانه اما شکستخورده میدانند. ژنرال توماس پاور در ۱۹۵۷ آن را “پتانسیلدار اما تأخیری” توصیف کرد، زیرا رمجتها پیشرفته بودند اما بالستیکها سریعتر بودند. جیمز گیبسون در کتابش، ناواهو را “موشک دانش” نامید که فناوری اطلس را فراهم کرد. کارشناسان مانند تونی لندیس، شکست را به مشکلات رمجت نسبت میدهند، اما تأثیر بر هوند داگ را ستایش میکنند. دیدگاه کلی، ناواهو را پلی به ICBMها میدانند.
ناواهو با بوران (RSS-40) و بوریا شوروی مقایسه میشود، هر سه رمجت کروز قارهپیما بودند. بوران با برد ۸۰۰۰ کیلومتر و رمجت، مشابه ناواهو بود، اما در ۱۹۵۷ لغو شد. بوریا با برد ۳۰۰۰ کیلومتر، کوتاهتر بود. با V-2 آلمان، ناواهو از بوستر راکتی الهام گرفت، اما رمجت آن را متمایز کرد. A-9/A-10 آلمان boost-glide بودند، اما ناواهو کروز پایدار بود. شورویها با بوران، مشابه ناواهو شکست خوردند، اما ICBMها را اولویت دادند.







